العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
96
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
طولانى است . 2 - مفضل بن قيس گويد : حضرت صادق عليه السّلام از من سؤال كردند در كوفه تعداد شيعيان چه اندازه است گفتم : پنجاه هزار ، او در همان حالى كه با من سخن مىگفت فرمود : به خداوند سوگند دوست داشتم در كوفه بيست و پنج مرد بودند كه مقام ما را مىشناختند و جز حق در باره ما چيزى نمىگفتند . 3 - قتيبه اعشى گويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم مىفرمود : زن با ايمان از مرد مؤمن كميابتر است و مؤمن هم وجودش از كبريت احمر كميابتر مىباشد آيا يكى از شما تاكنون كبريت احمر را مشاهده كردهايد . 4 - كامل تمار گويد : از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم فرمود : مردم همه مانند چهار پايان هستند و اين سخن را سه بار تكرار كردند و بعد فرمودند مگر اندكى از اهل ايمان و مؤمن هم نادر و كمياب مىباشد و اين جمله را سه بار تكرار كردند . 5 - ابن رئاب گويد : شنيدم حضرت صادق عليه السّلام به ابو بصير فرمودند : اگر من سه نفر مؤمن را پيدا مىكردم كه احاديث مرا مخفى بدارند ، ديگر از هيچ يك از آنها حديثى را مخفى نمىكردم . 6 - سدير صيرفى گويد : خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم و عرض كردم شايسته نيست شما در خانه بنشينيد فرمود : چرا اى سدير ، گفتم شما دوستان و طرفداران زيادى داريد كه از شما يارى مىكنند ، به خداوند سوگند اگر على عليه السّلام به اندازه شما ياران و پيروانى داشت اجازه نمىداد تيم وعدى خلافت را بگيرند . حضرت فرمود : اى سدير خيال مىكنى ياران چه اندازه هستند ، گفتم : صد هزار ، فرمود : صد هزار گفتم : آرى و دويست هزار فرمود : دويست هزار گفتم آرى نصف دنيا طرفدار شما هستند راوى گويد : امام در اين هنگام ساكت شد و سخنى نگفت . بعد از مدتى فرمود : حال دارى با من تا ينبع بيائى عرض كردم آرى ، فرمود تا استر و الاغى را زين كردند و آماده مسافرت شديم ، من جلو رفتم و سوار الاغ شدم ، امام فرمود : بگذار من سوار بشوم و شما بر استر سوار شويد .